أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
ديباچه 12
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
داشتهاند و درين هنر از استادان نامور عصر خود بودهاند . آثار معدود از كاشيهاى ساخت آنها ، كه از دستبرد حوادث ايّام به جاى مانده و تصوير آنها در انتهاى اين كتاب به طبع رسيده است ، همه حكايت از مهارت و زبردستى فنّى و ذوق هنرى كمنظير آنها مىكند . امّا مؤلّف با اينكه به رموز كاشىپزى آشنائى داشته و فصلى از كتاب حاضر را به اين فن اختصاص داده است راهى ديگر در زندگى پيش مىگيرد و خود را به دستگاه ديوانى مغولان نزديك مىكند و به خدمت « اردو » درمىآيد . ظاهر آن است كه كار اساسى و ثابت او « تاريخنويسى » بوده است . اگرچه از عنوان « الحاسب » كه در نسخهء مورّخ 991 عرائس به دنبال اسم او الحاق شده است مىتوان حكم كرد كه امور محاسباتى ديوان را هم به عهده داشته است . متأسفانه از احوال مؤلّف مطالب كافى نمىدانيم و مآخذ معدودى كه ازو ذكرى اجمالى كردهاند همه به اشارهاى گذشتهاند ، و به ترتيبى كه مرحوم عبّاس اقبال آن منابع را در مقالهء خود ( ص 355 كتاب حاضر ) نام برده عبارت است از تجارب السّلف هندوشاه ، تاريخ گزيدهء حمد اللّه ( يا حمد ) مستوفى ، مرآة الادوار مصلح الدّين لارى ، كشف الظنّون حاجى خليفه . از ضبط صاحب تجارب السّلف كه در 724 تأليف شده است چنين برمىآيد كه ابو القاسم كاشانى در زمان تأليف كتاب تجارب در حيات بوده است . امّا اينكه حاجى خليفه سال وفات او را 836 مىنويسد بنابر استدلال مرحومان محمّد قزوينى ( در يادداشتها ، جلد سوم ) و عبّاس اقبال صورت اشتباه شده و سهو القلم از همان سال 736 هجرى مىتواند باشد .